لئوی عزیز
خیلی خسته ام.این سفر یک روزه تمام برنامه ریزی های روزانه ام را بهم زده است.ولی امروز یکی از طرح هایم را نوشتم.یک داستان کوتاه که خیلی وقت پیش طرح آن را توی یادداشت گوشیم نوشته بودم امروز بلخره آن را تمام کردم .شاید یک روز برایت بخوانم لئو.به پدر هم آن را نشان دادم اما گفت که الان کار دارد و بعدا حتما آن را خواهد خواند.نمیدانم خوشش میاید یا نه.اما من برعکس تمام نوشته های این روزهایم این یکی را زیاد دوست دارم.راستش از اینکه توانستم بنویسمش حس خیلی خیلی خوبی دارم.چون هیچوقت به ذهنم نمیرسید که این یکی داستان را چطور شروع کنم و چطور به پایان برسانم.
میخواهم برایت یک اعتراف مهم بکنم لئو.من بیشتر از تمام آدم های دنیا میتوانم در درونم بغض کنم اما بخندم.بخندم و چشم هایم جمع شود.بخندم و قطره های اشک دیدم را تار کند اما باز هم کسی نمیفهمد.کسی هیچوقت این بغض های بی هویت مرا نمیفهمد لئو!
با یک دنیا احساسات متناقض _ امی نویسنده تو
برچسب: شیوه نامه شانزدهمین جشنواره خوارزمی,
نویسنده: آرین حیدری