لئوی عزیز
1. سردرگم تر از من هم در دنیا هست؟کسی که احساس میکند چندسال را بیهوده دوست داشته.کسی که احساس میکند تمام این خستگی های الانش را اشتباهی خسته شده است.من از همان روزهای چهارده سالگی یک بیراهه را تا ته رفته ام و تازه فهمیده ام.تازه فهمیده ام که زندگی را هنوز نفهمیده ام.بازی هایش را هنوز که هنوزه بلد نیستم.حالا به این فکر میکنم که این کوله بار پر از تجربه کوچکم ،اشتباهی پر شده است لئو!
2.من نمیخواهم ضعیف باشم لئو.نمیخواهم با من مثل بچه ها رفتار کنند.نمیخواهم که با یک حرکت اشک چشم هایم را پر کند.میخواهم قوی باشم.شبیه همین چندسال پیش.مثل همان روزی که احساس کردم به آخر دنیا نزدیک شده ام. هیچکس نمیفهمد و نخواهد فهمید که این ضعف ناشی از چه چیزهایی میتواند باشد.اما هر کی نداند تو که خوب باید دلیلش را بدانی!
3. برای امی دعا کن لئو.دعا کن که این ترم را هم خیلی خوب از پس امتحان هایش بربیاید.فعلا تنها دلخوشی امی کوچک تو ،درس ها و کتاب هایی است که همنشینش شده اند.کتاب های دوست داشتنی اش را هم نمیتواند تا یک مدت بخواند.حتا فیلم هایش را هم نمیتواند ببیند.امی در قرنطینه این کتاب های ضخیم گیر افتاده است.برای پشت سر گذاشتن این دوران سخت به شدت محتاج دعای توست.برایش دعا کن.
با یک دنیا دلتنگی های فراوان _ امی سردرگم و محتاج دعای تو
برچسب:
نویسنده: آرین حیدری