لئوی عزیز
دارم میروم. دارم با یک کوله بار از دلتنگی، تهران غم انگیزم را وداع میگویم.آخر دلم برای تو ،برای گزارش های شبانه ام به تو تنگ میشود.دارم میروم تا دیداری تازه کنم با همان آبی بی دریغ دریاها.دارم میروم تا دوباره پاهایم را روی ماسه های داغ آنجا بکشم و به خودم بگویم «حواست هست؟!تو الان خواب نیستی .این دریاست که هی نزدیک تو میشود و از تو فاصله میگیرد.همان دریایی که صدایش همیشه موسیقی متن رویاهایت میشود!»میخواهم با همان ذوق زدگی همیشگیم دستم را بیرون از ماشین نگه دارم تا نوازش بادهای شمالی را احساس کنم.من هنوز هم دلم میخواهد توی تونل ها سرم را بیرون بیاورم و هوار بکشم.مثلا بگویم: لئوووووووووو .پسسسس تو کجاااایی؟بعد همان موقع یک قسمت از شعر سیدعلی صالحی به ذهنم برسد توی همان تونل زیر لب بگویم که دردت به جان بی قرار پر گریه ام پس این همه سال و ماه ساکت من کجا بودی؟ [کجا هستی؟!] . آخ که این دوری تو آخرش مرا دق میدهد لئو .
نگران نباش!جاده شمال را این بار هم بدون تو با ترانه های کوهن مرور خواهم کرد . . .
با دلتنگی های فراوان _ امی مسافر تو
برچسب: بیست و دومین کنگره گیاهپزشکی ایران,بیست و دومین کنگره گیاهپزشکی ایران کرج,بیست و دومین کنفرانس مهندسی برق ایران,بیست و دومین کنفرانس مهندسی مکانیک,بیست و دومین کنگره ملی صنایع غذایی,بیست و دومین اجلاس سراسری نماز,بیست و دومین کنفرانس برق ایران,بیست و دومین جشنواره فیلم فجر,بیست و دومین نمایشگاه قرآن,بیست و دومین سمینار شیمی آلی,
نویسنده: آرین حیدری